X
تبلیغات
قاصدكي از سمت كره - خلاصه ی قسمت 15 شاهزاده ی زمان(روزگار شاهزاده)
قدر آن شيشه بدانيم زماني كه هست، نه وقتي افتاد و شكست...
  

 

شین  وقتی یول و چه گیونگ رو پیدا کرد محکم مشت زد به یول و چه گیونگ رو به زور با خودش برد  و تنهایی سوار ماشین شدند  و رفتند و در یک راه بیراههه  شین وایساد و به چه گیونگ گفت به خاطر اون عکسهای بی معنی ناراحت نباش.چه گیونگ هم با تمسخر گفت بی معنی.

 

بعی که پیاده شدند چه گیونگ گفت تو به من گفته بودی 2 تا 3 سال صبر کن.من نمیخوام صبر کنم ما باید خاطرات گذشتمون رو فراموش کنیم و از هم جداشیم.شین گفت وقتی من دارم به حرفات گوش میدم انگاری زندگیم تقلبیه.مردم همیشه در طول زمان به شرایط عادت میکنند.من 19 سال بدون تو زندگی کردم از این به بعد هم میتونم.چه گیونگ گفت طلاق میخواد شین هم گفت اگه  واقعا طلاق میخواد طلاقت میدم ولی وقتی چه گیونگ خواست بره شین از پشت بغلش کرد گفت رابطه ی ما میتونه فقط جند لحظه این جوری باشه.بعد هم چه گیونگ هم برگشت و بغلش کرد و اشتی کردند

 

بعد شین و چه گیونگ با هم رفتند یه جایی و حرف زدند راجب به ستاره های اسمون حرف زدند که اونا هم واسه خودشون زندگی دارند .شین گفت وقتی من با تو باشم حوصلم سر نمیره.من از بی حوصلگی متنفرم.

بعد افتادن به جون هم و خواستند با سنگ همدیگرو بزنند.

بعد  تو مدرسه چه گیونگ یول نیومده بود و چه گیونگ تمام حواسش به یول بود که نیومده.

بعد از مدرسه هم  چه  گیونگ وقتی اومد به قصر اتاق یول  سراغ یول رو گرفت ولی خدمتکارا بهش گفتند که یول گفنته نمیخواد هیچ کسی رو ببینه و بعد از اون چه گیونگ رفت اتاق شین و بهش گفت که دیروز و امروز یول تو مدرسشون نیومده و شین هم اصلا اهمیت نداد

مادر یول به ملکه گفت که بیاد اتاقش و بعد که ملکه رفت مادر یول کلی غر زد که شین چرا به شاهازده ی  سلطنتی توهین کرده و مشت زده و ملکه هم نتونست هیچ کاری بکنه و عذر خواهی کرد

بعد پادشاه اومد سر شین غر بزنه که شین گفت شما همیشه فقط کارهای ناشایست منو میبینید و پادشاه بیشتر عصبانی شد

 

تو خونه ی چه گیونگ. مادر و پدر چه گیونگ و برادرش داشتند راجب به  دعوای یول و شین حرف میزدند که یهو گفتند نکنه شین از اون ادمهایی باشه که دوست دارند زنشونو کتک بزنه و بعد گفتند که شاید برعکس باشه.

 

قرار شد که شین و چه گیونگ با هم به یه مراسم موسیقی کلاسیک برن که بعد چه گیونگ شروع کرد به لاغر شدن

 

موقع ورود مورد استقبال فراوان مردم قرار گرفتند و چه گیونگ به شین گفت که موسیقی کلاسیک مثل لالایی هستش وحوصلشو سر میبره ولی شین گفت مجبوری تحمل کنی و در طی مراسم چه گیونگ همش در حال چرت زدن بود

بعد چه گیونگ گفت میخواد بره دستشویی که موقع رفتن پایی هزار نفر رو لگد زد که بعد تو دستشویی کارش خیلی طول کشید چون پاشنه ی کفشش شکسته بود و نمیتونس راه بیاد اخر سر شین مجبور شد بیاد تو دستشویی زنانه و هر دو پاشنه ی کفش چه گیونگ رو مثل هم کرد .وقتی اومدند بیرون مورد هجوم فراوان مردم بودند که بعد ازشون راجب به اختلاف زوج سلطنتی و دعوای شین و یول سوال کردند که شین تونست خیلی با تبهر به سوالا جواب بده و بعد گفتند میشه با هم یه ژست بگیرید  و شین فوری چه گیونگ رو گرفت و صورتو بوسید

عکس اون بوسه سر تیتر همه ی روزنامه ها و مجلات شده بود که بعد چه گیونگ اومد اتاق شین و بهش گفت که چرا زورکی بوسیدش و شین نزدیک بود از دوباره چه گیونگ رو ببوسه

 

یه مرآسم خانوداگی غیر رسمی سلطنتی بود که هالما اون رو ترتیب داده بود تا بعد از 14 سال همه ی افراد سلطنتی دور هم باشند و در اون فقط هالما ماما و ملکه و پادشاه و شین و چه گیونگ و یول و مادرش بودند و بعد هالما ماما گفت 3 تا چیز در دنیا دروغ محضه:

1-تجار میگویند از فروششون سودی نمیبرند 2-دختران زیبا میگویند نمیخواهند ازدواج کنند 3-پیرها میگوند که میخواهند بمیرند

بعد از مراسم شین  و چه گیونگ با هم حرف زدند و شین گفت چون یه روز تو خنگ بازی در نیاوردی با هم میریم طلوع خورشید رو ببینیم

منتظر قسمت 16 باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت 16:22  توسط •*.ღ.•*Horiya•*.ღ.•*  |